اما حالا..
دارا دادام...
همون پستی که قرار بود در مورد آقایون بزنم که دل خانوم ها خنک بشه. البته قبل از اینکه پست رو بنویسم می تونید من رو در حالی تصور کنید که یه تفنگ رو گذاشتم زور چونه خودم و دارم با یه لبخند ملیح به روبروم نگاه می کنم که هوار تا اسلحه به سمتم نشونه رفته و تمام نقاط بدنم ، اعم از مجاز و غیر مجاز با نور های قرمز لیزر تفنگ ها پر شده و جای خالی دیگه روش باقی نمونده و ترجیه می دم که خودم بزنم تا بقیه بزنند.
بنــــــــــــــــــگ : >>>> اندر احوالات شوهر نکردن دختر خانم ها<<<<< همونطوری که خاطرتون هست بعد از سالها تحقیق و تعمق و تفحص و تمرکز و تلمذ و ( ایشالا تیکه تیکه بشه هر کی "و" رو اختراع کرد
1. پسرای امروزی ماشالا هزار ماشالا اینقده فعال شدند که اصلا آدم بیکار نمی تونی توشون پیدا کنی. همه روزی سه جا دارند کار می کنند و اوقات بی کاریشون رو هم دارند به برنامه ریزی و فکر کردن به آینده شون میگذرونند. یعنی اینقدر تلاش و کوشش رو در هیچ جای دنیا بین جووناش نمی تونی ببینی.
شوخی نیست ها. صحبت سه شیفت کار در شبانه روزه. اولش که ساعت دوازده ظهر از خواب پا میشند و فعالیت های مهمی رو از جمله خوردن صبحونه و ناهار با هم و غر زدن به جون مامانه ست ، رو انجام می دند. بعدشم که شیفت دوم کارشون شروع میشه که ول چرخیدن و گشتن تو کوچه و خیابونه و تا حدود های شب طول میکشه. البته نکته ضروری در مورد این شیفت خستگی زیاد برای اون دسته ایه که نتونستند ماشین باباهه رو بپیچونند و مجبورند با پای پیاده این شیفت رو بگذرونند یا رو سر همکارهای ماشین دارشون خراب بشند.
بعدش هم که شیفت خطیر سوم هستش که شامل خوردن شام و غر زدن به جون بابا و مامان و یه ذره نق زدن و بعدش هم چت کردن تا صبح میشه
اصلا تو دنیا جوونای به این فعالی دیده می شند؟
البته حق هم دارند ها، نیست که به لطف انواع و اقسام دانشگاه ها و موسسات مختلف الان دیگه بچه های راهنمایی هم لیسناس دارند، برا همین به کار کمتر از حقوق ماهی یه میلیون و اونم پشت میز و با یه ده دوازده نفر کارمند زیر دستشون رضایت نمی دند.
2. همشون آخر بچه مایه دار. یعنی با تیپ و ادعایی میاند بیرون که هر کی ندونه فکر می کنه که الان با پسر بیل گیتس داره برخورد می کنه. اما کافیه مثلا باهاش بری یه کافی شاپ با کلاس، تا قیمت یه بستنی یا قهوه رو ببینه یا یه دفعه یه کار ضروری براش پیش میاد که باید بره ، یا اینکه یعد از اونروز تا یه مدت طولانی ممکنه دیگه نبینیش، اگرم ببینیش که باید به یه بستنی قیفی کنار خیابون قناعت کنی. بالاخره پول تو جیبی بابا جون همیشه که سرازیر نمیشه به جیب های شازده.
3. بابا این پسرای این دوره زمون اینقده خوشگل و خوش تیپ و تک و آس اند که نگو. اصلا هر کدوم برا خودشون یه دنیایی از مد و فشن و این چیزاند(راستی کسی می دونه فشن یعنی چی؟ یکی هویجوری گفت منم فکر کردم کلاس داره هویجوری گفتمش
4. خوب تا اینجای کار از شخصیت کاملا مردونه و متکی به نفس و با اراده ی پسرا گفتم. از اینجا به بعدش بد نیست با یه سری از تفکرات این نسل روشنفکر هم بیشتر آشنا بشیم :
الف: دختر باید از یه خانواده اصیل باشه، یعنی اینقده اصیل که وقتی ببینیش متوجه بشی، لازمه ی این اصالت هم مشخصه دیگه، داشتن یه بابای مایه دار. آخه نیست خود شازده باباش سرمایه داره، برا همین دنبال یکی میگرده که هم سطح خودش باشه. حالا اگه بابای دختره اهل بریز و بپاش بود و برای دوماد گلش یه خونه و ماشین و کلی عالمه سرمایه هم کنار گذاشته بود که بهش بده که دیگه چه بهتر. اگرم نداد که معلومه دیگه، اصلا آدم اصیلی نیست و باید بیخیال اون خانواده شد.
خوب آخه البته حق هم دارند ها ؛ نیست باباشون تو خونه خودشون میلیارد میلیارد براشون خرج کرده و الان نصف بازار رو روی انگشت کوچیکشون دارند میگردونند، برای همین احتیاج به حمایت دارند که بیشتر بتونند بگردونند.
البته شایستگیش رو هم دارند.شما به این نگاه نکنید که بیکارند و چندرغاز هم حقوق ندارند ها. مشکل اینه که کسی تا الان کشفشون نکرده و به استعدادهاشون ایمان نیاورده، اگه خموقعیت و سرمایش رو داشتند حتما ثابت می کردند که چقدر اهل کار و تلاشند. حتما اگه بابای خودشون بهشون سرمایه می داد یه چیزی می شدند. اما حالا که نداده چرا پدر زنه کشفش نکنه؟ به هر حال جیب اون و جیب دخترش نداره که. حالا یه چیزی هم این وسطه به دامادش بده ، مگه چی میشه. البته این وسطه هنوز یه سوال باقیه که اصلا چه اصراریه که به این موجود ساعی و پر تلاش و کم توقع کسی دختر بده؟؟؟؟؟ نه واقعا چرا؟!!!!!
ب:خوب همه می دونید که دختر نارنج و ترنج جریانش چیه دیگه، آها؛ منظور منم دقیقا همونه. پسر مسلما به خاطر اینکه جنس برتره این حق رو داره که قبل از ازدواجش تجربه های متععدی رو داشته باشه. البته این تجربه ها رو برای خودش نمی خواد ها، اشتباه نکنید. پسراهی این دوره زمونه اینقده به فکر زن و زندگی و تشکیل زندگی مشترک و آسایش همسرشون هستند که از سن سیزده سالگی به فکر کسب تجربه ند . البته سنین قبل از سیزده سالگی هم به مشاهدات تئوریک و آموزشی مربوط میشه. آره، داشتم می گفتم. پسر ها تمامی این تجربیات رو فقط و فقط برای بهبود روابطشون با همسرشون می خواند به دست بیارند و به فکر اونند که احساس کمبود نداشته باشه. وگرنه برای خودشون که این چیزا اصلا اهمیتی نداره. میدونی که؟
اما وای به او روزی که بفهمند دختر مورد نظرشون هم مثل خودشون به فکر استحکام زندگی آینده ش بود و تجربه و مشاهداتی رو کسب کرده، اصلا چه دلیلی داره که به همچین دختری بخواند فکر کنند؟ چیزی که زیاده دختر آفتاب مهتاب ندیده.
ج:هر دختری که بتونه از بند های خطیر الف و ب رد بشه باید یه مورد خیلی خیلی مهم و اساسی رو در خودش داشته باشه، اونم اینکه خوشگل باشه. آخه نیست شازده خودش آخر قیافه و تیپه و اصلا صورتش کج و معوج و هیکلش داغون و تیپش آخر جواد آباد و اینا نیست، انتظار داره یه دختری رو بگیره که توی همه ی این موارد تک باشه. خوب حقشه ها، البته این حرف رو هم به خاطر استحکام زندگی خودشون می زنند ها ، چون اگه دختر زشت باشه اونوقت باعث میشه که گل پسر مورد نظر ما دائما سر و گوشش بجنبه و ... دیگه دیگه!
حالا فرض کنید یه شازده ای با این خصوصیات و شرایط یه دفعه توی یکی از شیفت های کاری عصرانه خودش تو خیابون یه دختر خانوم خوشگل مایه دار همه چیز تموم رو میبینه
بعد از کلی نگاه های چپ چپ و یه ذره تعجب و حرص خوردن و خود داری و کنترل باباهه
موقعیت مکانی جلوی درب خونه؛
موقعیت زمانی ، بعد از تمام شدن جلسه؛
وضعیت، پدر و مادر طرف دم در وایسدند و سرخ شدند و دارند هرهر می خندند و پسره در حالی که زیر چشمش کبود شده سرش رو انداخته پایین و کماکان بدون اینکه از رو بره داره غرغر میکنه و تهدید میکنه و نقشه میکشه
-----------------------------
پ.ن:
1. این مطلب و مطلب قبلی فقط یه تصویر اغراق شده ای از وضعیت امروز جوون های ماست که انگار بدجوری توی خواب و توهمات خودشون به سر می برند و منتظرند که یکی بیاد و ببرشدون بالا، غافل از اینکه هر کسی دستشو به زانوی خودش بگیره می تونه موفق باشه و هیچوقت هیچکس نمیاد برای کسی که توانایی برداشتن کوچکترین قدم برای خودش رو نداره، قدمی برداره. چه دختر خانوم ها که بدون فهمیدن معنی زندگی مشترک منتظر یه شاهزاده رویایی هستند که با کلی خدم و حشم بیاد و ببردشون تو قصرشون و چه پسر هایی که ذکرش بالارفت.
2.مسلما همه اینطوری نیستند و همه اینطوری فکر نمی کنند. و کسانی هم که تمام موارد این دو تا پست توشون پیدا بشه زیاد نیستند، اما یه ذره توی خودمون کنکاش کنیم، تا حالا شده بعضی موارد رو توی خودمون ببینیم؟ همیشه با یکی دو تا شروع میشه و کم کم زیاد میشه، ز اولش باید به فکر آخرش بود.
3. بالاخره و بعد از کلی معطلی و بدقولی غرور و تعصب رو جمعه برای دوستانی که توی پست مخصوصش ایمیل گذاشتند می فرستم.
!doctype>

۳ نظر:
سلام
حامی برای من به آیدیم بفرستااااااااا
من اونجا ایمیل نذاشتم
بابت پست جدید هم ممنون
هنوز نخوندم ولی الان می خونم
شاد و سلامت باشی
آخی دلم خنک شد!دستت درد نکنه حامی جان .
آقا نریمان کجایی بیا بخوون ببین چرا قصد داریم نسلتونو منقرض کنیم!!(یکی از اون شکلکا که زبون درازی میکنه)
ولی خب گذشته از شوخی کاش سعی کنیم ارزش های درست تری داشته باشیم..
به به حامی جان باز گل کاشتی اونم به نفع خانما
دستت درد نکنه اخ دم خنک شد اصرار پشت پرده اقایونو فاش کردی
hasty_jon
ارسال یک نظر