از اونجایی که این روزها ازدواج دغدغه خیلی از جوون ها شده (کی نبوده؟
)تصمیم گرفتم این پست رو به همین مووع اختصاص بدم. باشد که کل مشکلات ملکت رفع شود . 
خوب همه می دونید که من شخصا خودم (ببین چند بار تاکید کردم که بدونی ابتکارش مال خودم بوده) برای رفع مشکل و معضل ازدواج دست به یه نآوری زدم ، تازه اونم از نوع خفنش!!! فکر کنم همگی دیگه بنگاه ازدواج حاج حامی و رفقا رو به خوبی بشناسید
این بنگاه که در راستای جهت ِ اهداف ِ برنامه ریزی شده ی اصول علمی و منطقیه ( موندم اینا که میاند سخنرانی می کنند هی از این چیزا می گند این حرفا رو از کجاشون می کشند بیرون
) آره خلاصه داشتم می گفتم. این بنگاه برای رفع مشکل ازدواج جوانان و رفع بیکاری حاجی افتتاح شد و در اولین اقدام هم دو نو گل نوشکفته رو به هم رسوند که هنوز آثار شکفتنشون مشخصه و چند وقت یه بار با پایین اومدن شیشه های بنگاه همراه میشه.
البته جلو نرفتن کار بنگاه و متوقف شدنش در همون یه مورد مراسم ، باعث شد که به این فکر بی افتم که از یک سری نیروهای خلاق و کوشا با ضامن معتبر و حقوق ثابت و پورسانت دعوت به همکاری کنم. با ورود نیروی جدید و فعال تر شدن کارهای بنگاه منم بیشتر وقت کردم که به کارهای دیگه م برسم و بنگاه هم دوباره روز های خوبش رو می دید و شلوغ شده بود و مورد از هر طرف برای ازدواج معرفی می شد. اما این وسطه یه مشکل خیلی بزرگ وجود داشت.
همه چیز تا مرحله آشنایی و برگذاری مراسم خوب پیش می رفت اما تا می خواست به نتیجه برسه یه چیزی پیش می اومد که نذاره ما هم کارمون رو بکنیم.
برای همین کل بنگاه رو سپردم دست هستی و خودم هم مشغول تحقیق و بررسی شدم که ببینم مشکل کجاست
و البته تا حدود زیادی هم به نتایجی رسیدم که در ذیل (داری چقدر ادبی حرف می زنم؟
) به آن اشاره می شود :
1 . فکر می کنم اصلی ترین دلیل فراری شدن دوماد ها و آوردن بهانه ها تقاضاهای سنگین بانوان محترم می باشد. خوب خواهر من (حالا من یه چیزی گفتم. تو چرا جدی میگیری فاصله رو رعایت نمیکنی؟
) وقتی صحبت سال میلادی سکه طلا و خونه ی بالاشهر و ماشین لوکس آخرین سیستم و ویلای شمال و سفر خارج (راستی این خارج که میگند کجاست؟ شنیدم جای قشنگیه
) این چیزا میشه دیگه کدوم خ.... (
) نه ببخشید، آدم نا سالمی میاد زن بگیره؟ اصلا داره این چیزا رو که بیاد زن بگیره؟ البته مهریه رو حالا کی داده و کی گرفته؟
2 . اصلا چه معنی میده وقتی عروسی نوه خاله ی مادربزرگ دوست صمیمی دایی م اینا تو هتل برگزار بشه اونوقت تو بخوای عروسیمون رو تو یه تالار به درد نخور ارزون قیمت برگذار کنی؟
تازه شم ما تو فامیلمون آبرو داریم. نمی تونیم که کمتر از چهارصد پونصد تا مهمون دعوت کنیم که. تو اگه منو دوست داشته باشی بایدم برام اینا رو جور کنی. وگرنه معلوم میشه دوسم نداری. 
غر زدی الان؟ چی گفتی زیر لب؟
می دونستم تو منو دوسم نداری.
یالا برا اینکه باهات آشتی کنم یه سرویس دیگه هم به اون ده دوازده میلیون طلایی که قراره سر سفره عقد بهم بدی اضافه کن
.... چی؟... نگفته بودم ده دوازده میلیون؟ گفته بودما. حتما تو نشنیده بودی. ایناهاش. اینم امضات 
3 . این روزا اکثر دختر خانوم ها برا خودشون یه پا کدبانو شدند. یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید ها.
(از اونجایی که این هنرها خیلی زیادند باید چند قسمت بشند)
الف- خونه داری که تکمیل. برای بهتر شدن شرایط منزل هم میگند که" چه معنی میده مرد دست به سیاه و سفید نزنه؟ خوب اونم باید کمک کنه دیگه"در راستای تحقق این شعار استثمار گریز فمینیستی هم شستن ظرف ها و لباس ها و جارو کردنو گردگیری کردن و نظافت سرویس های بهداشتی به عهده مرد میشه. بقیه کارها هم میمونه که خانوم ها انجامش بدند(یه چیزی این وسطه به نظرتون ایراد نداره؟
)
ب-دست پخت، ماه. یعنی چی بگم من. عالی. حرف نداره. آدم میخواد پنج تا انگشتش رو یه جا بخوره
. اصلا هر چی بخوری که سیر نمیشی که . بازم میخوای بخوری. فقط مشکل اینجاست که سفارش غذا برای دو نفر بوده و برای اینکه بازم بخوری باید دوباره تلفن رو برداری و به رستوران سر کوچتون زنگ بزنی که یه پرس دیگه هم بیاره. (نه واقعا الان فکر کردید منظورم از دست پخت خوب کسی به غیر از آشپز رستوران سر کوچه بود؟
)
ج- یعنی چی بگم از سلیقه دختر های امروزی. اینقده خوش سلیقه اند اینقده خوش سلیقه اند اینقده خوش سلیقه اند که نگو.
برای این هم که سلیقه شون تک باشه دکوراسیون منزلشون از منزل جاری و دوست و مهری ورپریده و شمسی ذلیل مرده نباید پایین تر باشه. مرد در هنگام دیدن فاکتورها === 
4 . یکی دو ماه از عروسی گذشته خانم محترم که از کار خونه ! و بشور و بساب ! و پخت و پز!!!
خسته شده و احساس حروم شدگی بهش دست میده و به فکرش میرسه که داره عمرش را با این مرتیکه هدر میده و به هیچ جا نمیرسه و داره در جا میزنه، تصمیم میگیره که یه حرکتی انجام بده و استقلال فکری و مالی به دست بیاره و مفید باشه،البته این وسطه یه اشکالی هست و اونم اینه که سرمایه نداره. البته نمیشه گفت نداره. چون مهریه عندالمطالبه ست و اون حرفای کی داده کی گرفته بالاخره یه جایی باید معنی بشه که بالاخره یکی بگیره که خیلی هم بد نباشه و حالت صوری نداشته باشه. بالاخره برای بقای یه سری رسومات چاره ای جز از خود گذشتگی نیست دیگه.
و اینطور میشه که مرده باید اندازه دویست سال قسط پرداخت کنه و احتمالا نوه هاشم باید بیاند قسط مهریه مامان بزرگشون رو بدند. 
و اینطور میشه که: یه دفعه چند روز قبل از عقد یا برق میره ، یا آب قطع میشه و یا هزارتا اتفاق دیگه می افته.
-------
پ.ن:
1. حامی بعد از نوشتن این مطالب به شدت از سوی خانوم ها مورد تشویق قرار گرفت ====
و بعد ====
2. قول می دم مطلب دیگه ای که می نویسم بر عکس این یکی که آنتی فمینیست بود،کاملا فمینیستی باشه و دل همه خانوم های محترمه خنک بشه. اما اول باید اینو مینوشتم که اون یکی بیشتر اثر بذاره
همگی خوش و خرم باشید.
خوب همه می دونید که من شخصا خودم (ببین چند بار تاکید کردم که بدونی ابتکارش مال خودم بوده) برای رفع مشکل و معضل ازدواج دست به یه نآوری زدم ، تازه اونم از نوع خفنش!!! فکر کنم همگی دیگه بنگاه ازدواج حاج حامی و رفقا رو به خوبی بشناسید
البته جلو نرفتن کار بنگاه و متوقف شدنش در همون یه مورد مراسم ، باعث شد که به این فکر بی افتم که از یک سری نیروهای خلاق و کوشا با ضامن معتبر و حقوق ثابت و پورسانت دعوت به همکاری کنم. با ورود نیروی جدید و فعال تر شدن کارهای بنگاه منم بیشتر وقت کردم که به کارهای دیگه م برسم و بنگاه هم دوباره روز های خوبش رو می دید و شلوغ شده بود و مورد از هر طرف برای ازدواج معرفی می شد. اما این وسطه یه مشکل خیلی بزرگ وجود داشت.
همه چیز تا مرحله آشنایی و برگذاری مراسم خوب پیش می رفت اما تا می خواست به نتیجه برسه یه چیزی پیش می اومد که نذاره ما هم کارمون رو بکنیم.
1 . فکر می کنم اصلی ترین دلیل فراری شدن دوماد ها و آوردن بهانه ها تقاضاهای سنگین بانوان محترم می باشد. خوب خواهر من (حالا من یه چیزی گفتم. تو چرا جدی میگیری فاصله رو رعایت نمیکنی؟
2 . اصلا چه معنی میده وقتی عروسی نوه خاله ی مادربزرگ دوست صمیمی دایی م اینا تو هتل برگزار بشه اونوقت تو بخوای عروسیمون رو تو یه تالار به درد نخور ارزون قیمت برگذار کنی؟
غر زدی الان؟ چی گفتی زیر لب؟
3 . این روزا اکثر دختر خانوم ها برا خودشون یه پا کدبانو شدند. یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید ها.
الف- خونه داری که تکمیل. برای بهتر شدن شرایط منزل هم میگند که" چه معنی میده مرد دست به سیاه و سفید نزنه؟ خوب اونم باید کمک کنه دیگه"در راستای تحقق این شعار استثمار گریز فمینیستی هم شستن ظرف ها و لباس ها و جارو کردنو گردگیری کردن و نظافت سرویس های بهداشتی به عهده مرد میشه. بقیه کارها هم میمونه که خانوم ها انجامش بدند(یه چیزی این وسطه به نظرتون ایراد نداره؟
ب-دست پخت، ماه. یعنی چی بگم من. عالی. حرف نداره. آدم میخواد پنج تا انگشتش رو یه جا بخوره
ج- یعنی چی بگم از سلیقه دختر های امروزی. اینقده خوش سلیقه اند اینقده خوش سلیقه اند اینقده خوش سلیقه اند که نگو.
4 . یکی دو ماه از عروسی گذشته خانم محترم که از کار خونه ! و بشور و بساب ! و پخت و پز!!!
و اینطور میشه که: یه دفعه چند روز قبل از عقد یا برق میره ، یا آب قطع میشه و یا هزارتا اتفاق دیگه می افته.
-------
پ.ن:
1. حامی بعد از نوشتن این مطالب به شدت از سوی خانوم ها مورد تشویق قرار گرفت ====
2. قول می دم مطلب دیگه ای که می نویسم بر عکس این یکی که آنتی فمینیست بود،کاملا فمینیستی باشه و دل همه خانوم های محترمه خنک بشه. اما اول باید اینو مینوشتم که اون یکی بیشتر اثر بذاره
همگی خوش و خرم باشید.
!doctype>

۴ نظر:
میگم حامی جان شما خواستی زن بگیری یادت باشه اول ارشیو وبلاگتو پاک کنی!!
ولی خب گذشته از شوخی واقعا این مشکلات وجود داره..
salam hami jan khob hastin ?manam ke sharmande ye kam dir sar mizanam .vagean in neveshtaton dar eyne hal ke tanze ye kam ham albate ye kam bishtar vageyiat dare.badesham inja hame shahedin ke hami to dastanam eshare kard bongaho rasman be name man sanad zade va edaaye badi gabol nist hame shahed bashin ba tashakar ke injaro be man dadin.inja ke sheklak nadare ama koli cheshmak.man hasti_jon
حامی جان شما کتک خونت به شدت پایین اومده(اگه گفتی من کیم؟؟؟؟؟؟)
ولی خیلی جالب بود کلی خندیدم.
ممنون.....
سلام به حامی گل
بابا دست مریزاد خیلی با تجربه ایااااا
همچین با احساس از ظرف شستن تعریف کردی که واقعا خودم رو تو اون لحظات حس می کردم
حالا جدا از شوخی مطلب خیلی خوبی بود
هم خوب بود و هم واقعی
هر روز هم داره بدتر از قبل میشه
شاد و سلامت باشی
ارسال یک نظر