مجموعه داستانی همسفر از منوی ابشاری کنار صفحه با کلیک بر روی "همسفر" قابل دسترسی می باشد. مجموعه غرور و تعصب به صورت کامل و خصوصی برای علاقه مندی که ایمیل خود را اعلام کرده اند انتشار پیدا خواهد کرد.

جمعه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۷

فایل پی دی اف و موبایل "همسفر"

سلام خدمت تمامی دوستان عزیز. این هم فایل پی دی اف و فایل مخصوص برای اجرا روی موبایل مجموعه ی همسفر. البته یه کم دیر شد گذاشتنش اما خوب دلایلی هم داشت.
یکی از دلایلش هم این بود که منتظر بودم که کتی هم باشه اما چون هنوز نیومده گفتم دیگه بذارمش .

روایتی از گدازه های سوزنده ی عشقی که هنوز تبدیل به خاکستر نشده و هنوز مشتعل است.
سرگذشتی از گذشته ی دو دلداده که در گذر روزهای ابری ، پشت دیوار غبار آلود دوری قرار گرفتند.
داستانی از اتفاقات ناگذیر و دست بی انصاف تقدیر که چه نامهربانانه حوادثی را برای دیدار مجدد این دو کوه غم و تنهایی فراهم می آورد.

فایل مخصوص موبایل همسفر

قسمت یک تا بیست همسفر به صورت پی دی اف

قسمت بیست و یک تا آخر همسفر به صورت فایل پی دی اف

در رابطه با داستان های دیگه هم بگم که آخرین رقص رو هم چند وقت دیگه فایل پی دی اف و موبایلش رو می ذارم . فقط یه ذره باید ادیتش کنم چون غلط تایپی های خیلی زیادی داره.
آخ که چقدر تنبل شدم.:P
در ضمن یه خبر دیگه رو هم بدم. اما از همین الان هم بگم که زمانش مشخص نیستش هنوز. احتمالا شروع به نوشتن یه داستان جدید کنم که احتمالا اون هم دو قلمه باشه. حالا هنوز صد در صد نیست اما اگه شد که توی همین وبلاگ منتشرش می کنم.
نکته ی آخر هم اینکه "ساده، مثل صبح" رو هم چند روز دیگه توی وبلاگ می ذارم که همه ی نوشته هام رو یه جا جمع کرده باشم. در مورد آپدیت کردن وبلاگ هم بگم که هر وقت چیز جالبی به ذهنم برسه حتما می نویسم. حالا از این به بعد سعی میکنم بیشتر هم بشه.
راستی خوب شد هادی ساعی رو داشتیم که طلا بگیره. وگرنه تو المپیک از افغانستان عقب می موندیم.
خوب دیگه. خوب و خوش و سلامت باشید همیشه.
فعلا؛

۱ نظر:

farid گفت...

حامی جان اول سلام بعدم اینکه خسته نباشی
عزیز خودت که میدونی من نتونستم بخونم و خیلی عقبم
دنبال ه هونه بودم تو هم که خوب جورش کردی دستت درد نکنه
حتما میخونم ان بار تو 2 3 روز اینده
قربونت عزیز منتظر نوشته های بعدیت و قبلیت هم تو این وبلاگ هستیم